ما زن ها رسم خوبی داریم،

زمانه که سخت می گیرد، شروع می کنیم به کوتاه کردن ناخن ها، موها، حرف ها، رابطه ها!

ویرجینیا وولف

حاشیه دفترش نوشت
آدم عاشق به آ سا نی‌ نمی‌‌میرد
یک روز سردِ بارانی
دستش را می‌گذارد روی قلبش
و اجازه میدهد

دلش آرام آرام بگیرد
نوشت
من از این عشق ردّ نمیشوم
من در این عشق حل می‌شوم
نوشت
بیزارم از روز‌های سردِ بارانی
دفترش را بست
و دستش را گذاشت روی قلبش

نیکی‌ فیروزکوهی

اگر کسی مرا خواست

بگویید رفته باران ها را تماشا کند .


و اگر اصرار کرد ،


بگویید برای دیدن ِ طوفان ها

رفته است !

و اگر باز هم سماجت کرد ،

بگویید

رفته است تا دیگر بازنگردد.....

دستم را بگیر
و به من بگو
چگونه در گرگ و میشِ این روزگارِ پر بالا و پایینِ همیشه خاکستری هنوز می‌‌توانم بخندم ؟

نیکی‌ فیروزکوهی