تبليغاتX
سکوت سرد

سکوت سرد

اگر می خواهی دوست من باشی مرا اهلی کن ... یعنی در من ایجاد علاقه کن!

خسته ام از آرزو ها، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری

حظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی، زندگی های اداری
آفتاب زرد و غمگین، پله های رو به پایین
سقف های سرد و سنگین، آسمانهای اجاری
با نگاهی سر شکسته، چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری
صندلی های خمیده، میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده، گریه های اختیاری
عصر جدول های خالی، پارکهای این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری
رو نوشت روزها را، روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را، با غبار آرزو ها
خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری
روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیت ها، نامی از ما یادگاری

+نوشته شده در 2010/1/4ساعتتوسط پریسا | |

دلم قلمرو جغرافياى ويرانى است
هواى ناحيه ما هميشه بارانى است

دلم ميان دو درياى سرخ مانده سياه
هميشه برزخ دل تنگه پريشانى است

مهار عقده آتشفشان خاموشم
گدازه هاى دلم دردهاى پنهانى است

صفات بغض مرا فرصت بروز دهيد
درون سينه من انفجار زندانى است

تو فيض يك اقيانوس آب آرامى
سخاوتى، كه دلم خواهشى بيابانى است

+نوشته شده در 2010/1/4ساعتتوسط پریسا | |

هوای دلم سرد و بارانیست

غرورم همچو دریای طوفانیست

شبم را جهنم تنگ در آغوش گرفتست

سکوتم پر از گریه های پنهانیست

غمم را کسی لحظه ای در نمی یابد

خدایا این چه دنیاییست این چه زندانیست 

شاعر: پریسا .ص 

+نوشته شده در 2009/12/21ساعتتوسط پریسا | |

سلام خدا جان:

مرسی بابت همون چیزهایی که می دونی........

خیلی خوشحالم کردی.......

خداجان .......... هیچی!!!!

+نوشته شده در 2009/12/18ساعتتوسط پریسا | |

خدایا به امید تو..............

+نوشته شده در 2009/12/10ساعتتوسط پریسا | |

زندگی را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترین قله ها رسیدى، لبخند خود را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند

+نوشته شده در 2009/12/5ساعتتوسط پریسا | |

سلام سلام سلام

وای بابایی جونم خیلی مرسی.... از دلهره در آمدم.....

قربون کرمت برم الهی که ناامیدم نمی کنی.........

خدا جونی دوست دارم خیلی زیاد......

دخترت پریسا

+نوشته شده در 2009/12/2ساعتتوسط پریسا | |

سلام بابا:

خوبی؟ من که خوبم به لطف شما.......... ب.ل.ه

مرسی بابا جان مرسی ی ی ی ی ی ی.........

داشتم پست قبلی را می خواندم....... نوشته بودم:"دل خوش کردم به کرمت..."

تو کریمی ............ تو عظیمی...........

قربونت برم من ن ن ن ن ن ن ن ن ...........

مرسی خدا جونم............

دوست دارم خیلی زیاد........

دختر پریسا

+نوشته شده در 2009/12/2ساعتتوسط پریسا | |

سلام

بازم منم............ خسته ام اما نا امید نیستم.

دل به کرمت خوش کردم و به خاطره همینه که هنوز نفس می کشم وگرنه ته حالا هزار با مرده بودم.

تو خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟ حتما خوبی...... خوبه خوبه خوب

خدایا موقع امتحاناست بعد از همه ی  چیزهایی که پیش آمد........ بگذریم

اما واقعا واقعا به کمکت احتیاج دارم.....

خداجونم می شه بیای برام کامنت بگذاری؟؟؟؟؟؟؟؟

خدا.......... خدا.................... خدا............

کمکم کن....................... تورو به بزرگیت.............. کمکم کن............

من موندموووووو همین یه دل خوشی .......... بگذار تو این یکی موفق بشم....... این حد اقلشه واسم.

آخ............. دلم برات تنگ شده........... بیا! یا بگذار من بیام.

دخترت پریسا 

+نوشته شده در 2009/11/30ساعتتوسط پریسا | |

خدایا !

دلم باز امشب گرفته

بیا تا کمی با تو صحبت کنم

بیا تا دل کوچکم را

خدایا فقط با تو قسمت کنم

خدایا !

بیا پشت آن پنجره

که وا می شود رو بسوی دلم

بیا پرده ها را کناری بزن

که نورت بتابد به روی دلم

خدایا !

کمک کن که من نردبانی بسازم

و با آن بیایم به شهر فرشته

همان شهر دوری که بر سر در آن

کسی اسم رمز شما را نوشته

خدایا !

کمک کن که پروانه شعر من جان بگیرد

کمی هم به فکر دلم باش........مبادا بمیرد

خدایا !

دلم را که هر شب نفس میکشد در هوایت

اگر چه شکسته

شبی می فرستم برایت.

http://eskelet-eshgh.blogfa.com

+نوشته شده در 2009/11/22ساعتتوسط پریسا | |